علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
203
آيين حكمرانى ( فارسى )
مورد چهارم : اينكه آنان را به رعايت آدابى الزام كند كه با شرافت نياكان و تبار والاى ايشان سازگار باشد و اين خود سبب شود كه در دل مردم شوكت بسيار داشته باشند و حرمت انتساب به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پاس داشته شود . مورد پنجم : آنكه ايشان را از اشتغال به كار و پيشههاى پست پيراسته و از خواستههاى ناشايست باز بدارد تا نه آنكه از ايشان به كارى پست تن داده است بىمقدار دانسته شود و نه آنكه به خوارى رضايت داده هدف ستم قرار گيرد . مورد ششم : اينكه آنان را ارتكاب گناه و از شكستن حرمتها بازبدارد تا در پاسداشت دينى كه يارىاش رساندهاند بيش از ديگران غيرت ورزند و در برابر منكرى كه آن را از ميان بردهاند نفرت بيشتر نشان دهند تا نه كسى به ريختن خون ايشان زبان گشايد و نه زشتى و دشمنى بر آنان روا بدارد . مورد هفتم : اينكه آنان را از اين بازبدارد كه بخواهند به بهانهء سيادت خود بر مردم چيرگى جويند يا به واسطهء تبارشان به آنان زور بگويند و اين خود مردم را به ناخشنودى به دل گرفتن و كينهء ايشان بكشاند و به نفرت و دورى گزيدن برانگيزد . سرسلسله ، همچنين كسانى از طايفهء خود را به كسب محبت مردم و مهرورزى آنان بخواند تا در نتيجه ، علاقه مردم بديشان فراوان باشد و دلها با آنها انس يافتهتر . مورد هشتم : اينكه در استيفاى حقوق اين طايفه يار و ياورشان باشد تا در به دست آوردن آن احساس سستى نكنند ، چونان كه در برابر مىبايست در استيفاى حقوقى كه ديگران بر ايشان دارند نيز به آن صاحبان حق يارى رساند تا نتوانند از اداى اين حقوق خوددارى ورزند . هدف از اين اقدام آن است كه از رهگذر يارى رساندن به اين طايفه در ستاندن حقوق خود ، آنان بدانچه حقشان است برسند و با يارى رساندن به ديگران در استيفاى حقوق خود از اين طايفه بر راه انصاف داشته شوند ؛ چه ، رساندن كسان به حق خويش و واداشتن آنان به انصاف در برابر ديگران مصداق رفتار دادگرانه با آنان است . مورد نهم : اينكه در مطالبهء حقوق عمومى طايفهء سادات ، از سهم مقرر براى « ذوى القربى » در فىء و غنيمت ، يعنى همان سهمى كه هيچكس نتواند آن را ملك اختصاصى خويش سازد ، اين طايفه را نيابت كند تا اين اموال برپايهء آنچه خداوند براى آنان واجب گردانده است ميانشان قسمت شود . مورد دهم : اينكه به دليل مهترى و برترى سادات بر ديگران و به هدف حفظ نسب اين تبار